تبليغاتX
درخواست کنید تا ببینید
 

 بخت النصر پادشاه بابل شد

جام جم آنلاين: 2613سال پيش در روز 23 سپتامبر سال 605 قبل از ميلاد بخت النصر جانشين نابوپولاسار پدرش شد و به عنوان پادشاه بابل بر تخت سلطنت بابل نشست. نابوپولاسار ابتدا حاكم دست نشانده پادشاه آشور در بابل بود و ناگزير بايد از فرامين پادشاه وقت آشوريان « آشور بني پال » مشهور پيروي مي كرد.

 آشور بني پال قلمروي پادشاهي خود را تا مرزهاي مصر گسترش داده بود. پس از مرگ آشور بني پال سلسله آشوريان به دليل اختلافات دربار ، جنگهاي بي پايان ، نفرت اتباع كشورهاي اشغال شده و شورش ها رو به ضعف نهاد.

بنابراين نابوپولاسار ، حاكم بابل با هوخشتره ، پادشاه مادها متحد شد و به سرزمين آشور حمله كرد.

آشوريان از نيروهاي هوخشتره و نابوپولاسار در سال 615 قبل از ميلاد در آراپخا (كركوك امروزي) شكست خوردند و نينوا پايتخت آنها در سال 612 قبل از ميلاد به دليل ستم فراواني كه مرتكب شده بودند ، ويران شد.

نابوپولاسار سپس استقلال پادشاهي كلده و بابل را برقرار ساخته و به عنوان پادشاه بر تخت سلطنت بابل مي نشيند.

بخت النصر پسرش قبل از اينكه پادشاه شود مصريان را در خاركميش شكست مي دهد و آنها را از خاورميانه بيرون مي راند.

پس از مرگ نابوپولاسار ، بخت النصر پسرش پادشاه بابل شد مهارت او در كشورداري كمتر از پدر نبود.

بخت النصر پس از اين كه پادشاه بابل شد به جنگ كشور يهوديه رفت و پس از شكست دادن آن خاك اين سرزمين را به بابل منضم كرد.

او سپس شهر صور در فنيقيه (لبنان امروزي) را تصرف نمود. بخت النصر آنگاه به ليدي هجوم برد و اين كشور را نيز اشغال نمود.

بخت النصر ضمن فتوحات فراوان به آباداني بابل پرداخت و اين شهر به باشكوه ترين پايتخت دنياي آن روزگار تبديل گرديد.

او حصاري به طول 18 كيلومتر را در پيرامون شهر بابل احداث كرد كه ورودي اصلي آن دروازه ايشتار بود.

به دستور بخت النصر يك راه سنگفرش شده از دروازه ايشتار تا معبد مردوخ خداي بابل احداث مي شود.

بخت النصر دست به نوسازي زيگورات بابل مي زند كه در تاريخ به «برج بابل» است و 90 متر ارتفاع داشت و ابعاد اضلاع پايه آن هر يك 90 متر بودند.

يكي از آثار باشكوهي كه به فرمان بخت النصر احداث شد باغ هاي معلق بابل است.

براساس يك افسانه بخت النصر باغ هاي معلق بابل را براي همسرش كه از اقوام ماد بود و براي كوههاي سرسبز زادگاهش دلتنگ بود ، احداث كرد.

اما امپراتوري نابوپولاسار و بخت النصر دوره اي كوتاه داشت.پس از مرگ بخت النصر در سال 562 قبل از ميلاد ، شخصي موقعيت شناس به نام نابونيد تاج پادشاهي بابل را به چنگ مي آورد.

پس از او بالتازار برتخت سلطنت مي نشيند تا اينكه كوروش پادشاه هخامنشي در سال 548 قبل از ميلاد بابل را فتح كرده و بالتازار را از سلطنت خلع مي كند.

به اين ترتيب ، در روز 23 سپتامبر سال 605 قبل از ميلاد بخت النصر جانشين پدرش نابوپولاسار شد و بر تخت سلطنت بابل نشست.

در دوران سلطنت بخت النصر بابل به باشكوه ترين شهر جهان آن روزگار تبديل شد.

با مرگ بخت النصر دوران زوال بابل آغاز شد تا اينكه كوروش پادشاه هخامنشي بابل و سراسر بين النهرين را فتح كرد.

پس از اينكه سلسله هخامنشيان توسط اسكندر مقدوني سرنگون شد و مرگ اسكندر، سردارانش فتوحات او را ميان خود تقسيم كردند.

سلوكوس كه پادشاه سرزمين پارس و بين النهرين شده بود شهر تيسفون را به عنوان پايتخت سلسله سلوكيان انتخاب كرد.

بابل اندك اندك روبه ويراني نهاد و بعد از 15 قرن شكوه و جلال به بيابان مبدل گرديد.


عجایب سرزمین بابل 

ایران صدا: تمدن بابل بر کسی پوشیده نیست ؛ شیوه های معماری آن چنین عظمتی را در این سرزمین به اثبات رسانده است. برج بابل از عالی ترین نشانه های معماری بشری است که دارای هفت برج بزرگ با دیواره هایی از کاشیهای منقش بوده است و هر برج 200 متر ارتفاع داشته است. در نزدیکی برج بابل قصر با شکوهی توسط بخت النصر پادشاه بابل ساخته شده بود با دیوارهای آجری زرد رنگ و کف سنگفرش ... / گروه دانش و فناوری 

با فاصله ای از همین قصر که با دیوارهای آجری زرد رنگ و کف سنگفرش و با مجسمه هائی تراشیده شده از سنگ به شکل شیر ساخته شده است ، در واقع بیرون از شهر باغ های معلق بابل قرار داشتند که این باغ ها از عجایب عالم و از شاهکار های معماری محسوب می شوند . این باغها که به روایتی 5 تراس منطبق بودند به دستور نینوس پادشاه دیگر بابل برای همسرش سمیرامیس در کنار رود فرات بنا گردیدند .
برای ایجاد قدرت در پایه های این بناها از ستونهای سنگی مربع به ضلع 5 متر استفاده کرده بودند . طبقات به وسیله مواد خاصی عایق بندی شده بودند تا از نفوذ آب باران به طبقات زیرین جلوگیری شود . برای آبیاری هر یک از طبقات (باغ ها) آب فرات را مستقیما به آنها تا بالاترین قسمت هدایت میکردند . با توجه به اینکه در دو طرف این بناها کوه هائی مرتفع قرار نداشتند تا از خاصیت آرتزین استفاده شود این امر یکی از عجایب این بنا را نشان میدهد . این باغ ها ( تراس های آن ) مشرف بر رود فرات و شهر بابل بود و چشم انداز زیبائی داشت و عبور و مرور قافله ها و کاروان های تجاری شرق و غرب از آن مشاهده میگردید . این بنا در حدود 600 ق.م ساخته شد ولی اکنون آثاری از ساختمانهای آن مشاهده نمیشود . فقط از آجرهای باقیمانده آن سدی طویل بر روی رود فرات بسته شده است .
بابل برای سالیان درازی مرکز تمدن و علم و فرهنگ بود و نام آن در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان بسیار آمده و قرآن مجید در سوره بقره آیه 102 از آن یاد کرده است . به بابل بین النهرین نیز گفته می شود که اکنون شامل کشور عراق کنونی می شود . اقوام سومر ، کلده ، اکد ، آشور و فنیقی ها و عیلامی ها و عاموری ها در این سرزمین زندگی می کرده اند و پادشاهان معروفی همچون حمورابی و بخت النصر و آشور بانیپال در این سرزمین پادشاهی می کرده اند. اور مولد حضرت ابراهیم نیز در این سرزمین واقع می باشد و این سرزمین جایگاه اکثر پیامبران الهی می باشد . جبر و مثلثات و بسیاری از مسائل ریاضی و علمی دیگر از تمدن بابلی به یادگار مانده است .
برخی حکایتها برآنند که باغهای معلق بابل دارای 100 فوت ارتفاع بوده است. اما کشفیات باستانشناسی بر آنند که این ارتفاع کمتر، اما همچنان شگفت انگیز بوده است.
سرزمین کهن بابل ، تحت حاکمیت نبوکدنصر دوم ، می بایست در نگاه هر مسافری عجیب بوده باشد . هرودوت مورخ تاریخ 450 سال پیش از مسیح می گوید : علاوه بر مقیاس ، بابل در شکوه و جلال از هر شهر دیگری شناخته شده تر و در جهان پیشی گرفته است . هرودوت اعلام می کند که دیوارهای بیرونی شهر 56 مایل طول ، 80 فوت ضخامت و 320 فوت ارتفاع داشته اند . وی می گوید : دیوارها به حدی پهنا دارند که بتوان یک ارابه جنگی چهار اسبه را از آن عبور داد. دیوارهای داخلی به ضخامت بیرونی نیستند ، اما مقاومت سخت خود را دارا می باشند . درون شهر ، دژها و معابدی وجود دارند که شامل مجسمه های عظیمی از طلای جامد هستند . در بالای شهر برج معروف بابل قرار دارد ، معبدی برای خدای " مردوک " که به نظر می رسد به بهشت راه یافته است...


در سال 1898 ميلادي روبرت کلدوي (Robert Koldewey)، باستان شناس آلماني، در حدود 90 کيلومتري جنوب شهر بغداد و در سواحل فرات جستجو در پي يافتن ويرانه ها و بقاياي شهر غرق شده بابل را آغاز کرد.

کلدوي از سوي موسسه آلمان – مشرق زمين در برلين مأموريت داشت تا کاوش براي يافتن سه اثر بزرگ شهر بابل (ديوارهاي حصين شهر، برج بابل و باغهاي معلق سميراميس) را آغاز نمايد. وي براي انجام حفاري ها دستور داد يک خط نقاله حفاري از اروپا برايش فرستاده شود و نهايتا موفق گرديد برج بابل را کشف نمايد. برج بابل معبدي مطبق براي " مردوک " خداي بابل بود، بنايي با ابعاد 90 در 90 متر و ارتفاع حدود 90 متر. از اين بناي عظيم تعدادي از پايه هاي اصلي آن به جاي مانده است. تا پيش از حفاريها و کاوشهاي باستان شناسان افسانه ها و تصورات گونه گوني در مورد برج بابل وجود داشت. يکي از نمودهاي اين تخيلات تابلوي نقاشي برج بابل اثر " پيتر بروگل " بزرگ است که برج بابل را بنايي مدور و مطبق با تاقهاي قوسي تصور کرده. اما حفاريهاي باستان شناسان و پژوهشگران تصويري متفاوت از آنچه گذشتگان مي انگاشتند به ما مي دهد: بنايي چهارگوش با ابعاد 90 در 90 متر، مطبق و توپر به ارتفاع 90 متر.

 کلدوي ديوار حصين شهر بابل را نيز کشف نمود. ضخامت اين ديوار به قدري بوده که دو ارابه اسپي به راحتي و در کنار هم مي توانستند روي آن حرکت کنند. اين ديوار تمامي شهر بابل را در بر مي گرفت. ارتفاع ديوارهاي مکشوفه در زمان کلدوي تنها 12 متر و مابقي تخريب گرديده بود.

 کلدوي برج بابل و حصار شهر را يافته بود اما باغهاي معلق کجا بودند!؟ در يکي از روزها در حاليکه کلدوي در حال قدم زدن در شهر بابل بود در گوشه شمال شرقي مجموعه کاخهاي سلطنتي و در عمق حدود يک متري از سطح خاک به ساختماني برخورد که مشابه آنرا تا آن لحظه نديده بود. اين مجموعه از دوازده اتاق باريک، دراز و هم اندازه تشکيل مي شد که بر خلاف آثار ساختماني يافت شده در بابل از سنگ تراش ساخته شده بود. اين 12 اتاق در دو سمت يک راهرو قرار گرفته بودند، سقف آنها از آجر بود و چنان محکم و قطور که گويا براي تحمل باري سنگين ساخته شده بوده. ديوارها و ستونها تا هفت متر ستبرا داشتند، سقفها با تاق گنبدي اجرا شده بودند و در کنار اين مجموعه يک حلقه چاه بدست آمد. کلدوي بعد از انجام مطالعات متوجه شد که در نوشته هاي يونانيان و روميان و نيز در کتيبه هاي سنگي بابلي اشاراتي به استفاده از سنگ تراش در فقط دو بخش از شهر بابل شده، يکي در ديوار شمالي مجموعه کاخ سلطنتي و دوم در باغهاي معلق سميراميس. با توجه به اينکه کلدوي در کاوشهاي گذشته سنگهاي ديوار شمالي قصر را يافته بود، به اين نتيجه رسيد که اين بنا بايستي به باغهاي معلق متعلق باشد.

 تصويري که کلدوي از باغهاي معلق سميراميس در ذهن خويش مجسم نمود اين چنين بود:

 احتمالا بر روي اتاقهايي پوشيده با تاقهاي گنبدي يک ساختمان مرکزي به صورت تراسهاي مطبق وجود داشته است و ارتفاع هر تراس حدود 5 متر بوده که با سطوحي از سنگ به طول 5.50 و عرض 1.40 متر فرش شده بوده، احتمالا بر روي هر يک از اين سطوح سنگي يک لايه حصير آغشته به قير و روي آن دو لايه آجر فرش بوده است و درز ميان آجرها بوسيله گچ گرفته شده، سپس روي اين مجموعه يک لايه سرب جهت جلوگيري از نشت رطوبت به اتاقهاي زيرين باغ ريخته شده و در نهايت يک لايه خاک به ارتفاع سه متر جهت کاشت گياهان.

بسياري از باستان شناسان و پژوهشگران با آنچه کلدوي از باغهاي معلق بابل ارائه داد موافق نبودند: برخي اعتقاد داشتند که باغهاي معلق درون محوطه کاخها نبوده و در کنار آن جاي داشته. برخي بر اين باورند که باغها نه در محوطه قصرها و نه در کنار آن بلکه در کنار فرات بوده و برخي هم مي گويند بر روي پلي عريض بر فراز فرات قرار داشته است.

بابل که در عهد عتيق به همين نام از آن ياد شده در تاريخ بيش از سه هزار ساله خود سه بار تا پي ديوارهاي شهر تخريب و مجددا از نو ساخته شده، اما آخرين بار در قرنهاي 6 و 5 قبل از ميلاد تحت تسلط و حکمراني هخامنشيان و سپس مقدونيان قرار گرفت.


پيدايش بابل

 در قديم سرزمين بابل را کلده مي ناميدند و آن شامل بخش جنوبي بين النهرين مي باشد که اين خطه قديمي يک قسمت از عراق را دربر داشته و از جوار بغداد و کربلا تا خليج بصره امتداد مي يافته، اين منطقه مسکن کلدانيها بوده که يکي از قديميترين اقوام سامي به شمار مي رفته اند. کلده يا بابل نوين نماينده سومين مرحله تاريخ فرهنگي دجله و فرات است. شهر باستاني بابل پايتخت امپراتوري تازه کلده شد و کلده سرزمينهاي سومر، اکد، آشور، دمشق و فلسطين را در بر مي گرفت. در آن زمان دوردست، حتي انتخاب نام بابل نيز نشانگر آن بود که آينده اش درخشان است زيرا باب- ايلي (Bab-Ili) به معناي « دروازه خدا» است! و بابل توانست به نيروي تمدن خويش بر دشمنانش و جهانگشايان و اقوام جنگجوي کوهستانها، آشوريان و کاسيان و هوريان و هتيان چيره شود و آنانرا در راه مجد و عظمت و افتخارش، به همکاري وادارد.موقعيت محلي بابل بسيار خوب بود. اطراف آن را زمين هاي حاصلخيز فرا گرفته بود. بابل در محلي قرار داشت که دجله به فرات خيلي نزديک مي شد. بازرگانان از قسمت بالاي رودخانه هاي فرات و دجله، با قايقهاي بزرگ، کالاهايي را که مورد احتياج مياندورود جنوبي بود به آنجا مي آوردند ... دو جاده مهم مياندورود هم از بابل مي گذشت. بابل به خاطر موقعيت محلي بسيار خوبي که داشت، به بزرگترين و ثروتمندترين شهر تجاري مياندورود تبديل شد. .در مدارس آن نجوم و طب و طبيعيات و الهيات تدريس مي شد. طالس متي و فيثاغورث از اين مرکز دانش کسب علوم کردند. بابل دو دوره بزرگ شکوه و مجد داشت: نخست دوران حمورابي (1947-1905 ق. م.) و دوم دوران بخت النصر(604-562 ق.م.) . ميان اين دوره تقريباً يک هزاره و نيم، فاصله است و اين مدت زمان طولاني که دوران استعلاي هتيان و کاسيان و غلبه آشوريان است، تقريباً برابر با فاصله زماني ميان سلطنت قيصر آگوست و پادشاهي شاول پنجم است.در قرن هفتم قبل از ميلاد، در نواحي کوهستاني شمال بين النهرين، قومي جوان و سلحشور به ظهور رسيدند بنام "آشور" يکي از پادشاهان ايشان از زير بار سلطنت بابل بيرون آمده و پرچم استقلال برافراشت. قدرت و نيروي آشوريها بحدي رسيد که بابل را فتح کرده و آن شهر تابع سلطنت آشور شد. در زمان يکي از پادشاهان ايشان به دنام سناگريب (681 ق.م) قدرت آشوريها به کمال رسيد. در زمان سلطاني ديگر به نام آشور بانيپال دوم (626 ق.م) که پايتخت خود را در بابل قرار داد دوره جديدي از آبادي آن شهر به ظهور رسيد که به "عصر بابلي جديد" معروف استدر اسطوره‌هاى بابلى، که اسطوره‌هاى سومرى باستانى را به تدريج جانشين مىکند، تقريباً غيرممکن است که معلوم کند اصل مذهبى سامى آن چقدر است اين دنياى سامى،آنکه از نظر سياسى، با وسعت متفاوت با دنياى سومرى بود، به شکل عجيب وابسته به آن از طريق نتايج تفکر مذهبى داوري مي کرد


تمدن و برج بابل:.

 تمدن بابل در جنوب بين النهرين شکل گرفت.ايشان مرتب با آشور و عيلام در حال جنگ بودند و در يکي از اين جنگ ها از از عيلامي ها شکست خوردند اما پس از چند قرن آن مناطق را پس گرفتند.از معروفترين پادشاهان ايشان حمورابي بود که شهر بابل را بسيار رونق داد بطوريکه داراي جمعيت زيادي گشت و حمورابي جهت کنترل اوضاغ قانون نامه اي را وضع کرد.و آن را روي سنگ بزرگي نوشت و در ميدان شهر قرار داد.حدود 1100سال قبل ميلاد عيلامي ها با شکست بابل اين لوح را به شوش بردند.پس از وي حاکمي به نام نمرود به سلطنت رسيد که در همان دوران حضرت ابراهيم (ع) به پيامبري برگزيده شد.چون آشوربني پال شاه آشور مرد پادشاه بابل به نام نابوپولوسار با هوخشتره از ماد متحد شد و سوي آشور لشگر کشيدند و پس از نبردهاي طولاني آشور را شکست دادند.هوخشتره دخترش را به همسري پسر شاه بابل به نام بخت النصر درآورد.پس از اين پيروزي قلمرو آشور ار ميان خود تقسيم کردند.بخت النصر که پادشاه شد تصميم به کشورگشايي گرفت.به فينيقيه(لبنان و فلسطين کنوني)حمله برد و موفق هم بود.وي با وجود اين جنگ ها به فکر آبادسازي نيز بود.دور بابل را حصار کشيد و ورود به آن از طريق دروازه ايشتار بود.وي زيگوراتي ساخت و مجسمه خداي بابل را درآن قرار داد که پادشاهي شاهان با رفتن به معبد و گرفتن دست هاي مجسمه رسميت مي يافت.


 فساد - فحشه گري و زنا در تمدن بابل باستان:.

هرودوت مي نويسد : بر هر زن بابلي واجب است که در مدت عمرش يک بار در معبد زهره ( ونوس ) حاضر شود و با يک مرد بيگانه نزديکي جنسي کند و مرد را بهره مند کند . زنان ثروتمند بابلي به دليل فخر و مقام بالاتر اجتماعي خود از اين کار شرم گين بودن و به همين جهت آنان را با عرابه هايي سرپوشيده به معبد مي بردند و پس از اجراي مراسم جنسي با مرد دوباره با همان حالت سرپوشيده به منزل مي بردند .
گذرگاهي نيز در بابل وجود دارد که مردان آنجا مي نشسته اند و زناني که عبور ميکرده اند را انتخاب نموده و سپس به معبد مي برده اند و به ميل و رغبت زن با او سکس ميکردند . مرد نيز قطعه اي نقره اي به نام ميليتا در دامن وي ميگذارد و زن حق رد کردن اين درخواست مرد را ندارد .
اين کار به عنوان امري واجب و خداپسندانه براي زنان به حساب مي آيد و زناني که از زيبايي برخوردارند پس از اجراي مراس جنسي فورا معبد را ترک ميکنند ولي آنان که چهره اي ضعيف تر دارند ساعتها همانجا مي مانند .
اين کار که به فحشاي مقدس مشهور است تا سال سيصد و بيست و پنج ميلادي ادامه داشت. تا آنکه قسطنطين آن را ممنوع اعلام کرد .
به همين جهت زنان روسپي در شهر در خانه‌هايشان مشغول کار خويش مي شدند . مرا سم ازدواج آنان به صورت بازاري بوده است که دلالان دختران جوان را دور يکديگر جمع ميکردند و مردان نصبت به زيباي چهره و اندامشان به آنان پول پرداخت ميکردند و آنان را به همسري خود بر ميگزيدند .

 

باغ‌های معلق بابل یا باغهای معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل (عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه می‌باشد. هردو این آثار ظاهراً به دستور بخت‌النصر دوم در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. این آثار در نوشته‌های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده‌است ولی همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته‌های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده‌است. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته ولی در حکاکی‌های موجود در آن نواحی روش‌های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغها احتیاج بوده‌است آورده شده‌است. این باغها برای خوشحال کردن همسر بخت‌النصر که بیمار بوده‌است ساخته شده‌اند. آمیتیس دختر ایشتوویگو و نوهٔ هُوَخشَترَه (پادشاهان ماد) با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می‌امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه‌ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد واژهٔ معلق که برای این باغها استفاده می‌شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها به‌وسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده‌اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه‌ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده‌است. استرابو در قرن اول قبل از میلاد می‌نویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل توخالی بوده‌اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه‌های این ستون‌ها شده‌است

+ نوشته شده توسط آرمان در سه شنبه 3 شهریور1388 و ساعت 14:44 |


این مقاله كه با اندكی حذف و اضافه ارائه می شود، نوشته دكتر «جاناتان گری»، باستان شناس و محقق استرالیایی است كه مدت 30 سال از عمر خود را در نقاط مختلف جهان به كشف و حفاری مشغول بوده است:

در سال 1959، یك خلبان ترك، براساس مأموریت محول شده، چندین عكس هوایی برای مؤسسه ژئودتیك تركیه برداشت. هنگامی كه مأموریت به پایان رسید، در میان عكس های او تصویری جلب نظر می كرد كه بیشتر شبیه یك قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ كه بر سینه تپه ای، در فاصله بیست كیلومتری كوههای آرارات آرمیده بود.

تصویر هوایی از فسیل كشتی كه محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یك صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دكتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یكی از این علاقه مندان بود. او كسی بود كه قبلاً در زمینه كشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشكی كوبا را در دوران كندی كشف كرده بود.

دكتر واندنبرگ با دقت عكس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار كرد: «من هیچ شكی ندارم كه شیء موجود در عكس های هوایی یك كشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یك عكس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یك گروه كاوشگر آمریكایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات كوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد.

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اكتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یك باستان شناس آمریكایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز كرد. او بسیار زود دریافت كه این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است كه قبلاً تصور می كرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت كه طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یك زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یك ناو جنگی است كه كاملاً در زمین دفن شده است. اما كشتی كشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود.

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امكان هر تحقیقی غیر ممكن بود. از سوی دیگر جسم كشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود كه هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش كه مشتاقانه كار را پیگیری می كردند، به جایی رسیدند كه تنها وقوع یك حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای كار آنها باشد:

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند كه حركت دادن و در آوردن جسم مذكور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممكن است و تنها با یك لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاك سر در آورد و مورد كاوش قرار گیرد.

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود كه در 25 نوامبر سال 1978، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا كشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل كوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد.

بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا كرد كه شیء مذكور می تواند باقیمانده كشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شكل به طول یك زمین فوتبال، در ارتفاع 1890 متری كوههای آرارات، كشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم كشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟... آیا ما شاهد بقایای كشتی افسانه ای حضرت نوح كه در كتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»

طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت كره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار كه دست به سركشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد.

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها كه بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در كنار هم) هستند، نشان می دهند كه با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشكی و دریا، حاره و قطبی كه مرگی آنی و دلخراش را روایت می كنند.


تاریخ در مورد محل به گل نشستن كشتی چه می گوید؟
داستان كشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل كرده اند كه توریست ها و مسافران كنجكاو بسیاری از قدیم این منطقه را در كوههای آرارات كشور تركیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تكه های كوچكی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است كه حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به كشتی كردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن كه در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد كه اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی كشتی، متفقند.


تكنولوژی پیچیده در ساخت كشتی

اینجا صحبت از ساخت یك قایق كرجی كوچك هشت نفره با ظرفیت چند حیوان كوچك نیست. بحث بر سر تكنولوژی پیچیده ای است كه مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا كه یاران حضرت نوح تعداد بسیار كمی بوده اند، این سؤال پیش می آید كه نوح براستی چگونه این كشتی را ساخته است. كشتی ای كه تاكنون از عجایب كتب مقدس به شمار می رفت و اكنون یك واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است كشتی ناوگونه خود را به طول یك زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یك كشتی با دست خالی با امكانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در كشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی كشتی هدایت شدند؟ باید كار جمع آوری و هدایت حیوانات كاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد.

...خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در كشتی یافت شده، تأیید كرد. كشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات كه به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده كشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیك كرد. علاقمندان به كاوش در مورد كشتی نوح بارها و بارها سعی كرده اند به درون كشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاك نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، كاوشگران سعی كردند لایه های گل و لای خشك شده اطراف كشتی را در هم بشكنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقكهای زیرین كشتی پیدا كنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را كشف كرد كه از قسمت تخریب شده كشتی كه فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ كه مربوط به یك پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از كشتی در آنجا رها شده است...


كشتی نوح: اسكلت فلزی، بدنه چوبی

آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار كشتی تأیید كرده است. باستان شناسان با كشف رگه ها و تیرهای باریك آهنی، الگویی ترسیم كرده اند كه حاصل كار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی كشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محكم و برجسته ای را یافته اند كه در ۵۴۰۰ نقطه كشتی بكار رفته اند.

تصویر برداری های راداری نشان داده كه در محل تصادم كشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی كج شده اند. آنها می گویند كه استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت كشتی خارج از حد تصور ماست.

و اصنع الفلك باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه37)

و كشتی بساز زیر نظر ما و مطابق وحی ما



كشتی نوح : اسكلت فلزی ، بدنه چوبی




به نظر می رسد كه تكنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته كه به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تكنولوژی و تمدنی كه ذهن ما را از تمركز بر روی بناها و اماكن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می كند.

اكتشافات زمانی جالبتر شد كه باستان شناسان توانستند طرح مشبكی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بكاررفته در بدنه كشتی بدست بیاورند. تصاویری كه نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف كشتی به كاررفته است. به نظر می رسد كه برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای كوچك و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می كند.

در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر كشتی انجام گرفته است كه متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات كف كشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشكیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین كشفیاتی مبهوت كننده بود، چرا كه در بسیاری از مواقع، درك واقعیت كشف شده از حد تصور خارج بود.

كشف یك لایه غلافی و كپسولی شكل در داخل كشتی از این جمله بود كه در واقع كشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می كرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی كشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن

در سال ۱۹۹۱، یك عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای كشتی كشف شد. تجزیه و تحلیل تركیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید كرد.



این در حالی است كه گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله كشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟


لنگرهای كشتی هم كشف شد!

بر بلندیهای تپه های اطراف محل كشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند كه در بالای هر كدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شكل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای كشتی های باستانی بودند كه «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند كه به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن كشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد.

كشف شش وزنه یا لنگر كشتی، هر یك مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل كرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن كشتی به آب پرتاب شده بودند.



اندازه كشتی نوح در كتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید.

طول كشتی مورد كاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه كاوشها مصمم تر كرد...


كتیبه ای كه ادعای دانشمندان را اثبات كرد

روایت است كه حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن كشتی و فروكش كردن آب، پرنده ای را كه باید مانند كبوتر یا كلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشكی نزدیك است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به كشتی بازگشت و این بدان معنی بود كه خشكی در آن نزدیكیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به كشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد كه عمل لنگر انداختن نزدیك است. [در كتاب مقدس كه گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یك كلاغ را می فرستد كه از فرستادن كلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن كبوتری را می فرستد- انصاف]

درست در دو كیلومتری شرق محلی كه كشتی هم اكنون قرار دارد، دهكده ای وجود دارد كه «كارگاكونماز» نامیده شده است. نام این دهكده تركی را چنین ترجمه كرده اند: «آن كلاغ نه توقف می كند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در كتاب "كشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی كه كلاغ نمی نشیند" ترجمه كرده است- انصاف]

محل كنونی كشتی در دل كوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در كتاب "كشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است كه به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در كتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل كرده است كه "نوح در همان محلی كه كشتی به زمین نشست قریه ای بنا كرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور كه می بینیم بین كلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شكل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف]

در نزدیكی محل فرود كشتی در بالای تپه، لوحه ای كشف شد كه ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات كرد. كتیبه ای كه حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهكی، در سمت چپ، تصویر رشته كوههایی دیده می شود كه در كنار یك تپه و سپس یك كوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یك تصویر قایقی شكل با هشت نفر انسان كنده كاری شده است... در بالای سنگ كتیبه، دو پرنده در حال پروازند. كشف این كتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [كتاب مقدس، سرنشینان كشتی نوح را هشت نفر ذكر كرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، كوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در كنار آن و قله یك كوه آتشفشان در كنار تپه وجود دارد.

...در پایان به برخی نكات در تأیید تحقیقات اشاره می كنیم:

۱- «كتاب مقدس» می گوید كه كشتی نوح در ناحیه كوههای آرارات فرود آمده است.

۲- قرآن كتاب مقدس مسلمانان، می گوید كه كشتی نوح بر روی كوه «جودی» نشسته است. كوهی كه در حال حاضر كشتی مورد نظر بر آن قرار دارد به تركی «كودی» داغ یا همان كوه «جودی» نام دارد. [در منابع اسلامی آمده است كه محل كوه جودی در منطقه موصل است. مثلاً در كتاب «الدر المنثور» از امام كاظم(ع) نقل شده كه «جودی كوهی است در موصل». رجوع به نقشه جغرافیایی نشان می دهد كه نزدیكترین محل معروف و شناخته شده در عصر ائمه به كوه آرارات، منطقه موصل در شمال عراق است- انصاف]

قضی الامر و استوت علی الجودی (سوره هود، آیه44)

۳- آشور نصیربان دوم، پادشاه آشور (۸۵۹ – ۸۸۳ قبل از میلاد) مدعی بود كه كشتی نوح در محلی به نام نیسیر پهلو گرفته است. در فاصله كمتر از ۵۰۰ یاردی محل كشتی، دهكده ای وجود دارد كه اوزون گیلی نام دارد و پایین تر از آن بر روی نقشه های بسیار قدیمی، محلی به نام نیسیر یا نسیر مشاهده می شود.

۴- اسامی برخی اماكن در اطراف كوه آرارت نیز می تواند با ماجرای طوفان و كشتی نوح مرتبط باشد؛ خود كوه آرارات در میان ارمنی ها به كوه «ماسیس» معروف است كه به معنی «مادر جهان» است، «نخجوان» به معنی «محل فرود» است، «اچمیادزین» به معنی «فرودگاه» یا «كسانی كه فرود آمدند» است، «آرگوری» (Arghuri) نشان دهنده «پرورش درخت مو» است كه می تواند یادآور كاشت درخت مو توسط حضرت نوح(ع) پس از پایان طوفان، آنطور كه در كتاب مقدس به آن اشاره شده باشد، دهكده ای نزدیك به محل كشتی وجود دارد به نام «محشر» كه می تواند یادآور مجازات جهانی مردم دنیا باشد- انصاف (به نقل از "كشتی گمشده نوح" صفحه ۱۷۱)]

هم اینك دولت تركیه با اعزام گروههای باستان شناس، كشتی را مورد حفاظت قرار داده و برخی از یافته های باستان شناسان برای حفاظت و مراقبت بیشتر، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند. كشف چهار ستون فلزی فسیل شده كه هركدام ۱۲۰ سانتی متر طول دارند و از بخشهای مهم در ساخت كشتی بوده اند، از جمله این اشیاء است كه هم اكنون در تملك وزارت معادن و فلزات تركیه قرار دارد.

در دل كوههای آرارات در نزدیكی مرزهای ایران و تركیه، جسم عظیم فسیل شده ای قرنهاست كه آرمیده و طوفان مهیب را پشت سرگذاشته است. كشتی بزرگ و مجهزی كه یكی از پیامبران خدا را در رسالتش یاری داده است. این فسیل غول پیكر، راز و رمزهای بسیاری در دل خود نهفته دارد. ماجرای آن قرنهاست كه مورد توجه بوده و دهها سال كانون كاوش ها و كنجكاویها خواهد بود. تحقیقات هم چنان ادامه دارد.


--------------------------------------------------------------------------------

ادعای یافته شدن كشتی نوح در ارتفاعات البرز

چندی پیش تیمی از باستان‌شناسان تگزاسی، مدعی شده‌اند كه بقایایی را در ارتفاع 13 هزار پایی كوه‌های البرز در شمال ایران پیدا كرده‌اند كه متعلق به كشتی نوح است.

به گزارش سرویس بین‌الملل «بازتاب»، به نقل از سایت «Netscape»، «آرك بونما»، عضو مؤسسه جستجو و كشف آثار باستانی كتاب مقدس به شبكه «ABC» می‌گوید: « اگر كشتی نوح نیست، پس چیست؟». تیم باستان‌شناسی، این آثار را در كنار یك برآمدگی یافتند، اما در آغاز گمان نمی‌كردند كه كشتی نوح باشد. آنان هنوز هم متعجب و امیدوارند.

«رابرت كورنوك»، رئیس تیم به شبكه «ABC» گفت: ما چیزی را یافتیم كه قلب من را به تپش واداشت. در آغاز زیاد مهم نبود، ولی وقتی نزدیك شدیم، تعجب كردیم؛ بسیار شبیه به چوب بود و از پایین، درست شبیه به عرشه یك كشتی مدرن بود». در كتاب مقدس مسیحیان هم آمده كه این كشتی، در كوه‌های آرارات قرار دارد و نظریه‌پردازان می‌گویند كه طول آن، هزاران مایل است.

هرچند بسیاری گفته‌اند، اگر این كشتی پیدا شود، در كوه‌های آرارات در تركیه پیدا خواهد شد، اما اعضای تیم می‌گویند كه موقعیت این كشتی در ایران، مطابق با شواهد جغرافیایی كتاب مقدس است. كشتی اندازه‌ای حدود یك هواپیمای كوچك را داشته و آثار كشف شده نیز به همان مقیاس و اندازه هستند. یافته این گروه، حدود 400 متر طول دارد و شامل صخره‌هایی است كه به طور مشخص از چوب سیاه هستند، در حالی كه صخره‌های منطقه، كاملا قهوه‌ای است.

جالبتر آن‌كه بعضی بخش‌‌های چوب مانند این صخره در این هفته، مورد آزمایش قرار گرفتند و مشخص شد كه چوب‌های سنگواره هستند. در كتاب مقدس آمده است كه بدنه كشتی قیراندود شده كه ماده‌ای سیاه است. در داخل بخشی از این «صخره» نیز یك فسیل دریایی پیدا شد كه تنها متعلق به زیر دریاهاست.

اما چرا عده بسیاری به دنبال كشتی نوح هستند؟ «بروس فیلر»، یك نویسنده مذهبی به «ABC» گفته است: این ایده وجود دارد كه اگر بتوانیم ثابت كنیم، این كشتی وجود داشته، آن‌گاه می‌توانیم ثابت كنیم كه این داستان واقعیت است و مهم‌تر از آن، می‌توانیم اثبات كنیم كه خداوند هم وجود دارد».

--------------------------------------------------------------------------------
طوفان نوح

حضرت نوح اولین پیامبر اوالو العزم الهی است كه مدت رسالت او به تصریح قرآن مجید نهصد و پنجاه سال بوده است و در این مدت طولانی جز تعداد اندكی كه گفته شده حدود چهل نفر مرد و چهل نفر زن بودند كسی به او ایمان نیاورده و همگی راه كفر و الحاد را در پیش گرفتندو او را بسیار آزار نمودند و حتی زن و یكی از فرزندان حضرت نوح نیز به او ایمان نیاورده بطوریكه حضرت نوح قوم خود را نفرین كرد و به خداوند چنین گفت:

‹‹ و قال نوح رب لاتذر علی الارض من الكافرین دیارا ›› سوره نوح
پروردگارا احدی از كافرین را بر روی زمین باقی مگذار.
خداوند نیز به او وحی فرستاد كه به دستور و الهام ما شروع به ساختن كشتی نما و درباره هیچ یك از این كفار شفاعت مكن كه همه آنها غرق خواهند شد.

‹‹واضع الفلك باعینا و وحینا و لاتخاطبنی فی الذین ظلموا انهم مغرقون››
كافرین و قوم نوح چون بر او می گذشتند كه مشغول ساختن كشتی است او را به استهزاء گرفته مسخره می كردند تا اینكه كار ساختن كشتی بپایان رسید.

این كشتی از سه طبقه تشكیل شده بود یك طبقه برای چهارپایان و یك طبقه برای پرندگان و مرغان و یك طبقه برای آدمیان و نشانه آغاز طوفان جوشیدن آب از محل تنور خانه حضرت نوح بود كه در كوفه واقع شده بود.

‹‹فلما جاء امرنا و فارالتنور›› قرآن مجید
پس زمانی كه امر ما رسید و تنور جوشید به نوح وحی شده كه در كشتی سوار شده و مومنین نیز سوار شده و از هر حیوان و پرنده ای یك جفت در كشتی سوار كند.

‹‹ قلنا احمل فیها من كل زوج اثنین››؛ به نوح گفتیم سوار شود از هر زوج جفتی را در كشتی حمل كن و آب از آسمان بارید و از زمین جوشید و آنقدر از آسمان و از زمین آب جوشید بطوریكه كوهها را نیز در بر گرفت تا اینكه آسمان و زمین به امر خداوند از بارش و جوشش آب فرو گذاشته و كشتی نوح بر كوه جودی آرام گرفت و حضرت نوح و مؤمنین همراه او از كشتی بیرون آمده و در زمین منزل نمودند.

در هنگام طوفان كه آب از آسمان و زمین همه جا را گرفته بود نوح فرزند خود را میان آب دید به او گفت ای فرزند بیا با ما سوار كشتی شو. او گفت: من به كوه پناه می برم تا مرا از آب حفظ كند . نوح گفت امروز هیچ نگهدارنده ای جز خداوند نیست و در این حال موجی آمد و فرزندش را غرق كرد.

نوح به خدا عرض كرد: پروردگارا این فرزند از اهل من است و وعدة تو نیز حق است زیرا خداوند وعده كرده بود كه كفار را غرق و اهل نوح را نجات می دهد). خداوند فرمود: انه لیس من اهلك؛ او از اهل تو نیست بلكه او ‹‹عملٌ غیر صالح›› یعنی مجسمه ناصالحی است به تو موعظه می كنم كه از نادانان نباش، و نوح از خداوند درخواست عفو كرد.


--------------------------------------------------------------------------------

كتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع)


پیامبر اسلام فرمود:« هنگامی كه خداوند اراده كرد قوم حضرت نوح را هلاك كند، به نوح فرمان داد كشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن كشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود كه درخشش خاصی داشت و بر روی هر یك نام یكی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود.

حضرت نوح هر كدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریكی شب می درخشید. هنگامی كه میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشكی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید:« این میخ و اشك چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت:« این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یك را در یك طرف از كشتی كوبید.

پیامبر فرمود:« در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های كشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم كشتی حركت نمی كرد.»

منابع:
بحار الانوار، ج 26، ص 322، حدیث 14- امان الاخطار، ص 107 و 108


گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ كشتی‌ نوح
بر اثر این‌ اكتشاف‌، ادارة‌ كلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مركّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ كه‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌:

ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشكدة‌ مسكو.
2 ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشكدة‌ لولوهان‌ چین‌.

3 ـ میشانن‌ لوفارنك‌، مدیر كلّ آثار باستانی‌ شوروی‌.

4 ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشكده‌ كیفزو.

5 ـ پرفسور دی‌ راكن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آكادمی‌ علوم‌ لنین‌.

6 ـ ایم‌ احمد كولا، مدیر تحقیقات‌ و اكتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌.

7 ـ میچر كولتوف‌، رئیس‌ دانشكدة‌ استالین‌.



این‌ هیئت‌ پس‌ از 8 ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و كلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌:


1 ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ كاوش‌های‌ قبلی‌، و كُلاًّ متعلّق‌ به‌ كشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ كه‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امكان‌ پذیر می‌باشد.

2 ـ حروف‌ و كلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ كه‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد.


3 ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و كلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌:

«ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌!

به‌ رحمت‌ و كرمت‌ مرا یاری‌ نما!

و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌:

مُحمّد

إیلیا (علیّ)

شَبَر (حَسَن‌)

شُبَیْر (حُسَین‌)

فاطِمَه‌

آنان‌ كه‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند

جهان‌ به‌ بركت‌ آنها برپاست‌.

به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ كن‌!

تنها توئی‌ كه‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ كنی‌!»

بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماكس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ كلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌:

1 ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویكلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ 28 دسامبر 1953 م‌.

2 ـ مجلّة‌ «استار انگلیسی‌» لندن‌، مربوط‌ به‌ كانون‌ دوّم‌ 1954 م‌.

3 ـ روزنامة‌ «سن‌ لایت‌» منتشره‌ از منچستر، شمارة‌ مربوط‌ به‌ كانون‌ دوّم‌ 1954 م‌.

4 ـ روزنامة‌ «ویكلی‌ میرر» تاریخ‌ یكم‌ شباط‌ 1954 م‌.

5 ـ روزنامة‌ «الهدی‌» قاهره‌ مصر، تاریخ‌ 30 مارس‌ 1953 م‌.

سپس‌ دانشمند و محدّث‌ عالیمقام‌ پاكستانی‌ حكیم‌ سیّد محمود گیلانی‌ كه‌ یك‌ موقع‌ مدیر روزنامة‌ «أهل‌ الحَدیث‌» پاكستان‌ (و نخست‌ از اهل‌ تسنّن‌ بوده‌ و بعداً از روی‌ تحقیق‌ به‌ آئین‌ تشیّع‌ گرائیده‌) آن‌ گزارش‌ را به‌ زبان‌ اُرْدو در كتابی‌ به‌ نام‌ «إیلیا مركز نجات‌ ادیان‌ العالم‌» ترجمه‌ و نقل‌ كرده‌ است‌.

آنگاه‌ مجلّة‌ «بذره‌» نجف‌ در شماره‌های‌ شوّال‌ و ذوالقعدة‌ 1385، سال‌ اوّل‌، صفحه‌ 78 إلی‌ 81 زیر عنوان‌: نامهای‌ مباركی‌ كه‌ حضرت‌ نوح‌ بدان‌ توسّل‌ جست‌، از اردو به‌ عربی‌ ترجمه‌ و نقل‌ كرده‌ است‌.

لازم به تذكر است كه لوح بدست آمده هم اكنون در موزه واتیكان در "رم" قرار دارد.


و كار پایان یافت و كشتی بر كوه «جودی» پهلو گرفت.

بزرگ استوانه ای را تأیید كرد. در این آزمایشها كه به «رادار اسكن» یا «اسكن های راداری» معروفند، معلوم شد كه دو مخزن استوانه ای بزرگ كه هر كدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یك از آنها كمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیكی تنها در ورودی كشتی وجود داشته اند. در یكی از آزمایشات رادار اسكن كه به درخواست استاندار استان آگری تركیه انجام شد، معلوم شد كه جنس بدنه كشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشكیل شده است. این سه لایه با مواد محكم چسبنده، بهم چسبیده بودند.

تصویر هوایی از فسیل كشتی كه محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یك صخره در آن مشخص است

+ نوشته شده توسط آرمان در سه شنبه 3 شهریور1388 و ساعت 14:33 |
خداوند انسان را از 4 نوع آب آفريد

خداوند آدم را از 4 نوع آب آفريد، آب گوارا در حلق آدمي ريخت تا تناول غذا براي او لذت بخش باشد،
آنگاه آب شور را در چشمانش قرار داد تا باعث بقاء وسلامت مردمک چشم باشد،
آب تلخ را در گوش او قرار داد تا از ورود حشرات جلوگيري کند.

********************************************************************
هر 4 ماه يک گريه فرزند سري دارد

رسول خدا(ع) فرمود: چون اطفال شما بگريند آنها را نزنيد براي اينکه تا 4 ماه گريه بچه ها ( لااله الا الله) و4 ماه صلوات بر محمد وآل محمد(ع) و 4 ماه دعا در حق پدر و مادر.

از بحار الانوار، ج18، ص306
********************************************************************
3 بار عذاب الهي بر سرزمين بابل

سيد مرتضي در« عيون معجزات » با استناد از امام محمد باقر(ع) وايشان از پدرشان از جدشان امام حسين(ع) روايت کرده اند:وقتي امام علي (ع) از جنگ نهروان برمي گشتند وارد عراق شدند وهيچ کسي در بغداد نماند مگرآن که پيش حضرت آمدند. وقتي نزدآن حضرت رسيدند، نمازظهر را خواندند ومردم نيز پشت سر ايشان نماز خواندند. سپس امام علي (ع) حرکت کردند، وقتي به سرزمين بابل رسيدند نماز عصر واجب شده بود، پس مسلمانان صدا زدند:اي اميرالمومنين! وقت نمازعصر فرا رسيده است، آنگاه امام علي(ع) در جواب گفتند:اين سرزمين نفرين شده؛ زيرا 3 بار عذاب الهي بر آنان نازل خواهد شد و حلال نيست که يک وصي بر اين وصي بر اين سرزمين نماز بخواند؛ زيرا نمازش قبول نمي شود پس هرکس دوست دارد مي تواند نماز بخواند، منافقان گفتند: او نماز نمي خواند در حالي که نمازگزاران را به قتل مي رساند.
********************************************************************
ترک نکردن لذت در3 چيز

از حضرت امام موسي(ع) منقول است که 3 چيز است که هر که لذتشان را يافت ترک نميکند؛
مو از بيخ گرفتن، و جامه کوتاه نمودن، و وطي کنيزان نمودن.

از حيلة المتقين
********************************************************************
ظلم کردن بر3 کس

در حديثي از امام صادق(ع) که فرمودند: سه کسند که اگر بر ايشان ظلم نکني بر تو ظلم مي کنند: دو نان و زن تو وخادمان تو.

از حيلة المتقين

+ نوشته شده توسط آرمان در یکشنبه 29 دی1387 و ساعت 17:46 |
نزدیک به 200 سال نسلهای متوالی از مردان در گروههای چند نفری یا به تنهایی در جزیره متروک و کوچک نوا اسکونیا به کندن چاه و حفر تونل برای پیدا کردن گنجی کلان مشغول شده بودند.
نزدیک به 1/5 میلیون پوند برای یافتن این گنج خرج شد دریا یابندگان گنج در جزیره (( اوک ایلند )) را به سختی و مکرر مجازات می کرد. چاه از میله عمیقی همراه با یکردیف تونلهای جانبی تشکیل شده بود که گاه و بیگاه از آب دریا پر می شد دسته دسته مردان امیدوار در این راه خسته شده و از کار افتادند غرق شدند یا دست از کار شیدند.
تا به امروز آنچه از درون چاه پیدا شده عبارتند از سه رشته زنجیر از جنس طلا و ( بعضی می گویند از جنس مس روایات دوگانه است) تکه پوستی که بر روی آن حروف I و V نوشته شده و سنگی با حروف رمزی حک شده که در ارتفاع 27 متری چاه یافت شده است بعضی از مردم خوشباور آن را چنین ترجمه کرده اند سه متر پایینتر 2 میلیون پول پنهان شده است.
جستجو برای گنج در 1795 وقتی که پسر جوانی به نام دانیل مک گینس از شهر کوچک چستر بر قایق همراه دو دوستش برای بازی به این جزیره متروک بقاییای دگل کشتی را دیدند که بر ساحل به درختی نکیه داشت.
با یادآوری قصه های محلی درباره گنج و غنائم دزدان دریایی او و دو پسر دیگر شروع به حفاری کردند آنها تیر چوبی را در میان گل چسبناک پیدا کردند و در زیر آن سکوهای ضخیمی از جنس چوب بلوط در ژرفای سه متر و شش متر و نه متر یافتند اما کار سختتر شد و بعدها به دلایل زیاد از جمله عدم موفقیت در کسب کمک از اهالی خرافاتی جزیره مجبور به تعطیل آن در سال 1704 شدند.
در آن سال یکی از اهالی ثروتمند جزیره به نام سیمون لیند نخستین شرکت گنج یابی را تاسیس کرد حفاری اغاز شد اما بزرگترین و اولین مانع در راه حفاری ظاهر شد: آب
حفارها از هشت سکوی چوبی رد شده بودند که سه تا از آنها با بانه های مخصوص کشتی و الیاف نارگیل عایقبندی شده بود سنگی که حروف رمزی بر آن نوشته شده بود در ارتفاع 27 متری پیدا شد و یک متر پایین تر آنها به جسم سختی برخورد کردند .لیند یقین داشت که به صندوق گنج رسیده اند اما روز بعد وفتی فهمید که چاه بناگاه تا ارتفاع 17 متری پر از آب شده از ناراحتی رو به مرگ رفت. تخلیه آب هفته ها از طریق سطل و پمپ ادامه پیدا کرد آما اب پایین نمی رفت.
در 1805 لیند و گروهش چاه دیگری به موازات چاه اول حفر کردند و در 33 متری آن را بطرف چاه اول منحرف کردند اما نزدیک بود جان خود را از دست بدهند زیرا بناگاه آب بدرون چاه انها سرازیر شد و آن را تا ارتفاع چاه اول پر کرد. سیمون لیند ثروتمند اکنون ورشکست شده بود بناچار دست از کار کشید.
در 1849 از آن سر پسر بچه ای که نخستین بار حفاری را اغاز کرده بودند یکنفرشان مرده بود اما دو نفر دیگر که اکنون جدود هفتادسال سن داشتند با همکاری گروهی دیگر حفاری را آغاز کردند. برای آن مسجل شده بود که احتمالا با دو یا سه صندوق گنج مواجه خواهند شد.
اما حفاریهای آنها بدنه چاه را سست کرده بود و باعث شد که ته چاه فرو بریزد و به همراه آن صندوقها نیز فرو رفته و محتویات - احتمالی – آنها نیز پراکنده شد.
اما اینبار اعضای گروه فهمیدند که چرا چاه از آب دریا پر می شود.
تونلی دست ساز در عمق 33 متری پیدا شد که دریا را به چاه اصلی متصل می کرد این تونل با دینامیت خراب شد اما چاه همچنان از آب دریا پر می شد بعدها در سال 1942 تونل دیگری در عمق 50 متری کشف شد. ممکن است هنوز تونلهای فرعی دیگری نیز وجود داشته باشد بعد از 200 سال حفاری و مته کاری و تخلیه آب محل چاه اصلی تقریبا گم شده است اما سوال اصلی هنوز بر جاست:
چه کسی چه چیزی را در آنجا پنهان کرده است و برای چه؟

m-01.jpg
تصویری از جزیره گنج اسرار امیز

افسانه های که درباره حفر چاه و پنهان کردن گنج توسط کاپیتان کید بر سر زبانهاست باید نادیده گرفته شود کید دریانوردی ماهر بود اما قادر نبود بر چنین عملیاتی نظارت کند این چاه و تونلها توسط گروهی معدنچی زبده حفر شده بود.
ربرت فورنو نویسنده کتاب اسرار چاه گنج جالبترین نظریه ها را ارائه داده است. با در نظر گرفتن محل چاه و طنابهایی که در 1795 کشف شد می توان نتیجه گرفت که چاه در 1780 در بحبوحه جنگهای استقلال امریکا حفر شده است. در 1758 پادگان انگلیس در نیویورک توسط قوای جرج واشنگتن در محاصره بود. فرماندار منطقه تمام پرداختهای نظامی انگلیس در امریکا را بر عهده داشت و البته نگران حفاظت از آنها هم بود او دستور داد تا پولها در محل امنی پنهان شود. گروهانی که مامور انجام این کار شداز رسته مهندسی هالیفاکس در نوا اسکوتیا بود. فورنو استدلال می کند که تنها گنجی با حجم بسیار بزرگ به حفر چاهی به آن بزرگی احتیاج داشت.
مشکل در اینجاست که هیچ سابقه ای وجود ندارد تا نشان دهد که ارتش انگلستان چنین مبلغ عظیم پول را از دست داده باشد چنین قضیه ای باعث افتضاح بزرگی می شد و عاملین آن را به دادگاه می کشاندند از آنجا که چنین افتضاحی در هیچ جا ثبت نشده پس قضیه بدینصورت است:
چاه خالی است. یعنی زمانی که خطر رفع شد پولها را از چاه بیرون اورده اند.
+ نوشته شده توسط آرمان در شنبه 18 آبان1387 و ساعت 11:28 |
کرامول و عدد 3

در 3 سپتامبر در جنگ dunbar پيروز شد.
در 3 سپتامبر وفات يافت.
______________________________________________________________
بوهانا و عدد 17

((بوهاناي سوم)) پادشاه لهستان در قرن 17 در روز 17 ژوئن به دنيا آمد و در همان روز ازدواج کرد و در همان روز درگذشت.
______________________________________________________________
پادشاهان و عدد2

عدد 2 با پادشاهان ميانه خوبي ندارد.

سلاطيني که نامشان با اين عدد توام بوده است سرنوشت خوشي نداشته اند.اگر باور نداريد به صفحات تاريخ مراجعه کنيد تا ببينيد بر سر پادشاهاني که با عدد 2 سر و کار داشته اند چه آمده است :

-   ((الکساندر دوم)) تزار روسيه به وسيله بمبي کشته شد.
-   ((لوئي دوم)) پادشاه باوير در آلمان به صورت مرموزي در آب غرق شد.
-   ((شارل دوم)) پادشاه فرانسه را خفه کرد.
-   ((جيمز دوم)) پادشاه استکاتلند در ميدان جنگ از پاي درآمد.
-   ((ناپلئون دوم)) هنوز به پادشاهي نرسيده دور از وطن درگذشت.
-   ((ادوارد دوم)) و ((ريچارد دوم)) پادشاهان انگلستان هر دو در زندان کشته شدند.
-   ((هارولد دوم)) پادشاه ساکسون در جنگ هاستينگس به قتل رسيد.
-   ((هانري دوم)) پادشاه فرانسه به ضرب نيزه اي هلاک شد.
-   ((کريستيان دوم)) پادشاه دانمارک در حبس جان داد.
-   ((داگوبر دوم)) و ((شيلدريک دوم)) و ((يوستي نيانوس دوم)) و ((سلطان عثماني خان ثاني)) نيز کشته شدند.
-   ((نيکلاي دوم)) تزار روسيه و ((عبدالحميد ثاني)) سلطان عثماني را هم فراموش نکنيد هر دو در حبس مردند.
-   ((ويلهلم دوم)) قيصر آلمان نيز امپراطوري را از دست داد.
______________________________________________________________
واگنر و عدد 13

نام ((ريچارد واگنر)) موسيقيدان ، به زبان آلماني مرکب از 13 حرف است.
اين نابغه موسيقي در سال 1813 متولد شد و مجموع ارقام اين عدد 13 مي باشد.
وي 13 نت موسيقي نوشت و نت نانهوزر را روز 13 آوريل تکميل کرد و در اپراي موزيکال نانهوزر براي اولين مرتبه روز 13 آوريل ماه مارس سال ديگر به معرض نمايش گذارده شد.
او نيز در روز 13 فوريه درگذشت.
______________________________________________________________
زمانداران آمريکا و عدد 30

((ويليام هاريسون)) در سال 1840 و ((آبراهام لينکن)) در سال 1860 يعني 20 سال بعد از هاريسون ، ((جيمزجارفيلد)) در سال 1880 يعني 20 سال بعد از آبراهام ، ((ويليام مک کلني)) در  سال 1900 و ((داران هاردنک)) در سال 1920 به رياست جمهوري انتخاب شدند.

همه آنها بر خلاف روساي ديگر جمهوري آمريکا در حين اشغال مقام رياست جمهوري و قبل از پايان مدت رياست مردند و جالب اينکه هر يک 20 سال بعد از رئيس ما قبل خود ، رئيس جمهور بودند.
______________________________________________________________
چهارو ژوئيه و سه رئيس جمهور

دومين و سومين رئيس جمهور ايالات متحده ((جان آدامز)) و ((توماس جفرسون)) در يک روز و يک سال مردند : چهارم ژوئيه سال 1826.

آخرين جمله آدامز اين بود ((جفرسون هنوز زنده است)). (هرچند جفرسون چند ساعت زودتر مرده بود).

پنجمين رئيس جمهور ايالات متحده ، ((جيمز مونرو)) نيز در چهارم ژوئيه سال 1831 فوت کرد.
______________________________________________________________
عدد 7 مرموزترين اعداد

((فيليپ وارينگ)) مولف کتاب فرهنگ خرافات پس از ذکر خرافات مربوط به عدد 7 در کمال شگفتي مي نويسد:
((جالب توجه اينکه وقتي اين قسمت از کتاب را مي نوشتم مقارن بود با هفتمين روز از هفتمين ماه از هفتاد و هفتمين سال از قرن حاضر و در آن اتفاقات جالبي رخ داد که شايان ذکر است.))
سواي تعداد قابل توجهي از مردم که هفتاد و هفتمين سالگرد تولد خود را در آن روز جشن گرفتند (از جمله خانم ((اليزابت سي ورن)) در منطقه يورکشاير ، کودکي در ساعت هفت و هفت دقيقه صبح به وزن 7 پوند و 7 اونس در شهر آدلايد استراليا ديده به جهان گشود.
ظهر همان روز شاخص مالي در لندن 7/7 بود و يکي از مشتاقان ورزش کريکت متوجه شد مسابقه آزمايشي ميان دو تيم انگليس و استراليا در هفتاد و هفتمين روز از تور استرالياييها به انگليس شروع شد و در مرحله کسب امتياز هفتاد و هفتم خاتمه يافت و ((ک. دي والترز)) دفاع تيم امتيازش را به 77 رساند و امتياز شريکش ((آردابيلو مارش)) در اين تيم به عدد 7 رسيد.
جالب اينکه در آن روز بالاترين درجه هوا در لندن به 77 درجه فارنهايت رسيد.
______________________________________________________________
در علم عدد شناسي عدد 7 از دسته مرموزترين اعداد مي باشد و در ميان اعداد از اهميت بيشتري برخوردار است.

به عقيده عددشناسان عدد7 هميشه مربوط به مواردي پاک و روشن و منزه است ، همچون پروردگار و يا نيروي آفرينش در زمين و جهان هستي . همچنين موجب تعالي و انگيزه اي براي تکامل بيشتر انسانيت به سوي پاکي و روشني.

کمتر عددي مانند عدد 7 است که به همه جا سرک کشيده و خود را نخود هر آش نموده باشد.
شايد بتوان گفت اين عدد فضول اعداد است.
شايد هم برعکس نابغه اعداد است.
اين عدد در همه امورات دخالت مستقيم دارد
از شير مرغ گرفته تا جان آدميزاد
از هفت روز هفته تا هفت سين سفره عيد
از هفت دريا تا هفت آسمان
از هفت دختران تا هفت خواهران
از هفت دوزخ تا عجايب هفتگانه جهان
از اژدهاي هفت سر تا هفت تير و ...
خلاصه آنقدر زياد که شايد شمردنش هم مشکل باشد چه رسد به شرح و تفسير.

براستي اين عدد عجيب و جادوئي چه حکمتي دارد و از کجا اين نفوذ و قدرت ابرقدرتي را پيدا کرده.
در دنياي قديم نيز عدد 7 مانند يک پديده مقدس مورد ستايش بوده.
بعنوان مثال در معبد بابليان هفت رب النوع وجود داشته که هر کدام اختصاص به يکي از اجرام مقدس داشته اند.
سلسله جبالي در ناحيه ترکستان چين وجود دارد که هفت دختران ناميده مي شود.
قصري در استانبول هست که هفت برج نام دارد.
از همه جالبتر اينکه شهرهاي مسکو-رم-کيف-آديس آبابا-پراگ و حتي کيوتو پايتخت اکوادور همه روي هفت تپه قرار دارند.

مورخين ميگويند که قانون عدد هفت زيربناي ارتش ناپلئون را تشکيل مي داده است.
ناپلئون هفت مارشال را تحت امر خود گرفته بود که هر يک از مارشالها نيز هفت ژنرال زير فرمان خود داشتند اين ترتيب نيز تا درجات پايين تر ادامه پيدا ميکرد.
بدين ترتيب ملاحظه مي شود که عدد 7 نه فقط در فرهنگ ما بلکه در سراسر دنيا سيطره فوق العاده اي دارد و کسي و جايي را از آن گريزي نيست.
______________________________________________________________
تحقيقات يک دانشمند روسي نشان داده است که 7 به اضافه و منهاي 2 (يعني 5 تا 9) ميزاني است که بسياري از امور بر اساس آن تنظيم شده و حتي ماشينها و مقاومت مصالح و تنظيم بندي نيروهاي نظامي سرمايه گذاريها انجام امور شخصي و حتي حد بازده فعاليتهاي مغزي بر اساس آن مي باشد.

البته اين نظريه و نظريات مشابه آن که در مورد عدد 7 آورده شده است از ديدگاه مادي قضيه است.چه بسا که راز و رمز عدد 7 خيلي فراتر از اين محاسبات بوده و مانند بسياري ديگر از مجهولات هنوز بر انسان مبهم و ناگشوده مانده است.به هر حال براي آشنايي بيشتر تعدادي از هفت هاي معمول و رايج را که در اين نوشتار آورده است مروري کرده شايد شما به رمزي از اين راز دست يابيد کسي چه ميداند؟

هفت سلام قران :
1-   سلام قولا من رب الرحيم
2-   سلام علي ابراهيم
3-   سلام علي نوح في العالمين
4-   سلام علي موسي و هارون
5-   سلام علي آل ياسين
6-   سلام عليکم طبستم فادخلوها خالدين
7-   سلام هي حتي مطلع فجر.

هفت زيب (هفت قلم آرايش):
1-   حنا
2-   وسمه
3-   سرمه
4-   سفيداب
5-   سرخاب
6-   زرک
7-   غاليه را هفت زيب (هفت قلم آرايش) گويند.

کتابهاي هفت ... :
1-   هفت اقليم امين احمدرازي
2-   هفت اورنگ جامي
3-   هفت بند محتشم کاشاني
4-   هفت اورنگ نارکي
5-   هفت اختر عبدي بک نويدي
6-   هفت پيکر نظامي
7-   هفت وادي منطق الطير عطار
8-   هفت منظر هاتفي.

هفت پيکر :
هفت پيکر يا هفت گنبد يا بهرام نامه يکي از مثنويهاي خمسه معروف ((نظامي)) ، شاعر و داستانسراي بزرگ ايران در قرن ششم است.
((نظامي)) ابتدا کودکي و جواني ((بهرام)) را تا سلطنت او سروده و بعد قصه هفت گنبد را که به دستور ((بهرام)) به هفت رنگ و براي هفت دختر از شاهان هفت اقليم ساخته شده بود شرح مي دهد.

هفت سبع :
به تمام قران مجيد هفت سبع مي گويند.
در قديم قران را براي هفت روز هفته ، هفت قسمت کرده و هر روز قسمتي از آن را مي خواندند.

هفت کار :
پارچه اي که در آن هفت رنگ بکار رفته باشد :
باز فراش چمن يعني نسيم نوبهار          بر چمن گسترد فرشي از پرند هفت کار

هفت مرد :
هفت مرد يا هفت مردان کنايه از اصحاب کهف مي باشد:
گردنکش هفت چرخ گردان          محراب دعاي هفت مردان

هفت دوزخ :
گفته اند جهنم داراي هفت طبقه است:
1-سقر
2-سعير
3-نطي
4-حطمه
5-جحيم
6-جهنم
7-هاويه
هفت دوزخ چيست؟ اعمال بدت          هشت جنت چيست ؟ افعال خودت

هفت خط :
هفت خط کنايه از شخص متقلب و حقه باز است.
همچنين گويند جام جمشيد هفت خط داشته است از اين قرار :
1-   خط جور
2-   خط بغداد
3-   خط بصره
4-   خط ازرق
5-   خط اشک يا رشک(خط خطر)
6-   خط کاسه گر
7-   خط فرودينه
هفت خط داشت جام جمشيدي          هر يکي در صفا چون آيينه
جور و بغداد و بصره و ازرق                   اشک و کاسه گر و فرودينه
                                                    ****
پير ميخانه همي خواند معمايي دوش    از خط جام که فرجام چه خواهد بودن


هفت مرحله سلوک :
1-   توبه
2-   ورع
3-   فقر
4-   صبر
5-   توکل
6-   فنا را هفت مرحله سلوک گفته اند.


هفت پرده :
هفت پرده اشاره به هفت طبقه چشم است:
1-   ملتحمه
2-   قرنيه
3-   عنبيه
4-   عنکبوتيه
5-   شبکيه
6-   مشيميه
7-   صلبيه
اشک حرم نشين نهانخانه مرا          زان سوي هفت پرده به بازار مي کشي

هفت اندام :
هفت اندان يا هفت ارکان همان هفت عضوبدن مي باشد :
سر-سينه-شکم-دودست-دوپا

اژدهاي هفت سر :
از قديم مي گفتند که بر گنجها ، هميشه اژدهايي خفته است و اين ضرب المثل بود که اژدها بر روي هفت خم خسروي حلقه مي زند.
به چشم عقل ، اقاليم سبعه ، گنج زر است          ولي چو درنگري اژدهاي هفت سر است
جهان چون يکي هفت سر اژدهاست         کسي نيست کز چنگ و نايش رهاست

هفت دختران : امامزاده در کرج.
هفت خواهران : آ بگرم نزديک اردبيل.
خاتون هفت قلعه : کنايه از ستاره زهره.

هفت پلو :
ضرب المثلي است مشهور که زن کرماني از يک ديگ ، هفت جور پلو بيرون مي آورد.
1-   سبزي پلو
2-   باقلا پلو
3-   زعفران پلو
4-   عدس پلو
5-   شيرين پلو
6-   رشته پلو
7-   و بالاخره پلو سفيد

هفت روز دوره توفانها :
در انجيل آمده است :
و خداوند به نوح گفت تو و تمامي اهل خانه ات به کشتي درآييد زيرا تو را در اين عصر به حضور خود عادل ديدم و از همه بهائم پاک هفت-هفت نر و ماده با خود بگير و از بهائم ناپاک دو-دو نر و ماده و از پرندگان آسمان نيز هفت-هفت نر و ماده را تا نسلي بر روي تمام زمين نگاه داري زيرا که من بعد از هفت روز ديگر چهل روز و چهل شب باران مي بارانم و هر موجودي را که ساختم از روي زمين محو مي سازم.
((باب هفتم از سفر پيدايش))

هفت روز خلقت :
به عقيده مسيحيان خداوند آسمانها و زمين و همه لشکر آنها را در هفت روز خلق کرد و روز هفتم را مبارک خواند.

هفت آسمان يا هفت آباء :
هفت آسمان يا هفت آباء به طبقات هفتگانه آسمان گفته اند که هفت اختر نيز ناميده مي شود.
گفتم دعاي تو ورد حافظ است                گفت اين دعا ملائک هفت آسمان کنند
خشت زير سر و بر تارک هفت اختر پاي       دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهي
اين سيارات هفتگانه عبارتند از :
1-   ماه(قمر)
2-   تير(عطارد)
3-   ناهيد(زهره)
4-   خورشيد(شمس)
5-   بهرام(مريخ)
6-   برجيس(مشتري)
7-   کيوان(زحل)
و همچنين است هفت اورنگ(هفت برادران) ، هفت ايوان ، هفت بام ، هفت بنا ، هفت بنيان ، هفت پرگار ، هفت پوست ، هفت خضراء  ،هفت سقف ، هفت طارم ، هفت طبق.

هفت اقليم ، هفت کشور :
هفت کشور با هفت اقليم فرق دارد.
هفت اقليم تقسيم يونانيهاست که نصف شمالي سطح کره زمين را شرقاً و غرباً تقسيم مي کرده اند به هفت قسمت که با هشت خط موازي – خط استوا تا قطب شمال – از يکديگر جدا مي شود و ما بين هر دو خط را اقليم مي گفته اند.
اما ايرانيان قديم جهان را به هفت کشور قسمت مي کرده اند که تقسيمي افسانه اي است کشور وسط ايران بوده است و شش کشور ديگر در اطراف آن عبارت بود از :
1-   هندوان
2-   عرب و حبشان
3-   مصر و شام
4-   ايرانشهر
5-   صقلاب و رم
6-   ترک و ياجوج
7-   چين و ماچين
شيراز و آب رکني و آن باد خوش نسيم       عيبش مکن که خال رخ هفت کشور است
آنکه هفت اقليم عالم را نهاد                  هر کسي را آنچه لايق بود داد

هفت دريا :
در قديم در روي زمين هفت دريا تصور مي کردند و همچنين در نزد عرب پيش از اسلام و بعد از اسلام مهمترين درياها هفت تا بود هاست و هندوان نيز از هفت دريا نام برده اند در ادبيات فارسي نيز هفت دريا ، هفت آب ، هفت بحر بسيار آمد هاست که عبارت بود از :
1-   درياي اخضر
2-   درياي عمان
3-   دريال قلزم(بحراحمر)
4-   درياي بربر
5-   درياي اقيانوس
6-   درياي قسطنطنيه که آن را بحرالروم نيز مي گويند.
7-   درياي اسود.
سگ به درياي هفتگانه مشوي              که چو تر شد پليدتر باشد
يک دم غريق بحر خدا شو گمان مبر                  کز آب هفت بحر به يک موي ترشوي
نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود      آنچه با خرقه زاهد مي انگوري کرد

ناي هفت بند :
ناي بي زبانه معروف به ناي هفت بند همان ني معمولي شامل هفت بند و آن غير از قره ني (سياه ني) است و آواز آن رساتر از ديگر ني ها است.
سر کوي بلند آواز کردم             ني هفت بند را همراز کردم
ني هفت بند رفيق مهربونم         به غير از تو به دنيا ناز کردم

آسياي هفت سنگ :
در ولايت فارس بر روي رودخانه کر آسيابي بود که هفت سنگ داشت و از شاهکارهاي صنعت ايراني محسوب مي شد.

هفت خزينه :
هفت خزينه کنايه از هفت عضو مهم بدن است :
1-   مغز
2-   قلب
3-   معده
4-   ريه
5-   کبد
6-   کليه
7-   طحال

سوگند هفت قران :
سوگند هفت قران کنايه از سوگند موکد و قوي است.
گر بگويي راست آزادت کنم                      حق يزدان نکشمت ، شادت کنم
هفت مصحف در زمان بر هم نهاد          خورد سوگند و چنين تقرير داد.

هفت باد :
در منجيل رودبار هفت باد اصطلاحي براي توفانهاي تند است.

هفت آجيل :
هفت آجيل ، آجيلي است بو داده مرکب از پسته خندان ، آبليمو و نمک زده و فندق پرمغز برشته و بادام کاغذي نازک دست شکن و تخم کدو و تخم هندوانه و تخم خربزه نازک که روي آتش شکافته شده و مغز بادام کوهي که هفت روز هفت آب از روي آب گذراند ه اند تا شيرين شد ه است.

ساير هفت ها :
مجموعه هفت ها زياد است و توضيح همه آنها در اين جاي اندک امکان ندارد بدين لحاظ به اشاره به  آنها ياد مي کنم :
هفت امامي-هفت بازي-هفت برگ-هفت بطن-هفت بند-هفت پادشاه-هفت پاره-هفت پايه-هفت پشت-هفت پهلو-هفت پيرايه-هفت تکبير-هفت تهليل-هفت توبتو-هفت جد-هفت جوهر-هفت چشمه-هفت حال-هفت حجله نور-هفت حرف-هفت خال-هفت خانه-هفت خسرواني-هفت خليفه-هفت خمره-هفت دست-هفت دستگاه-هفت ذرع-هفت روز-هفت روي-هفت زبان-هفت سوراخ-هفت طبقه-هفت علت-هفت قفلي-هفت قلم-هفت کهنه-هفت گنجينه-هفت گوشه-هفت گوهر-هفت لشکر-هفت ماهه-هفت مردان-هفت مغز-هفت نقطه-هفت نوبت-هفت نور
و ...

علاوه بر اينها در منابع خارجي نيز آمده است :
-   خداوند جهان را در مدت هفت روز خلق کرد.
-   ستارگان دب اکبر هفت عدد است.
-   ستارگان دب اصغر هفت عدد است.
-   قوس و قزح هفت رنگ است.
-   گاوان چاق و لاغر حضرت يوسف هفت عدد بودند.
-   حضرت مسيح (ع) هفت سال بر صليب ماند و هفت بار سخن گفت و شاگردان و مريدانش هفت بار به سراغ او رفتند.
-   آسمان هفت طبقه است.
-   عجائب عالم هفت است.
-   استعدادهاي روحي هفت عدد است.
-   تنبيه و مجازات در مذهب حضرت مسيح (ع) هفت آيه است.
-   گناهان کبيره هفت است.
-   نت در گام موسيقي هفت است
-   شاخه شمعدان هفت عدد است.
-   جادوگران يوناني هفت عدد بودند.
-   ((بارب بلر)) قاتل مشهور فرانسوي هفت زن داشت که معروفند.
-   شهر رم را هفت تپه احاطه نموده است.
و ...

+ نوشته شده توسط آرمان در دوشنبه 15 مهر1387 و ساعت 12:28 |
دلسوزي عزراييل

روزي رسول خدا صل الله عليه و آله نشسته بود، عزراييل به زيارت آن حضرت آمد. پيامبر از او پرسيد: اي برادر! چندين هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستي، آيا در هنگام جان کندن آنها دلت براي کسي سوخته است؟

عزارييل گفت در اين مدت دلم براي دو نفر سوخت:

1-   روزي دريايي طوفاني شد و امواج سهمگين آن يک کشتي را در هم شکست همه سر نشينان کشتي غرق شدند، تنها يک زن حامله نجات يافت او سوار بر پاره تخته کشتي شد و امواج ملايم دريا او را به ساحل آورد و در جزيره اي افکند و در همين هنگام فارغ شد و پسري از وي متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگيرم، دلم به حال آن پسر سوخت.

2-   هنگامي که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بي نظير خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات براي ستونها و ساير زرق و برق آن خرج نمود تا تکميل نمود. وقتي خواست به ديدن باغ برود همين که خواست از اسب پياده شود و پاي راست از رکاب به زمين نهد، هنوز پاي چپش بر رکاب بود که فرمان از سوي خدا آمد که جان او را بگيرم، آن تيره بخت از پشت اسب بين زمين و رکاب اسب گير کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدين جهت که او عمري را به اميد ديدار باغي که ساخته بود سپري کرد اما هنوز چشمش به باغ نيفتاده بود اسير مرگ شد.

در اين هنگام جبرئيل به محضر پيامبر (صل الله عليه و آله) رسيد و گفت اي محمد! خدايت سلام مي رساند و مي فرمايد: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکي بود که او را از درياي بيکران به لطف خود گرفتيم و از آن جزيره دور افتاده نجاتش داديم و او را بي مادر تربيت کرديم و به پادشاهي رسانديم، در عين حال کفران نعمت کرد و خود بيني و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانيان بدانند که ما به کافران مهلت مي دهيم و لي آنها را رها نمي کنيم.

 

+ نوشته شده توسط آرمان در یکشنبه 14 مهر1387 و ساعت 14:30 |

حقیقتی کوچک اما شگفت انگیز برای ساخت زندگی 

اگر:A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z 

برابر 26-25-24-23-22-21-20-19-18-17-16-15-14-13-12-11-10-9-8-7-6-5-4-3-2-1

باشد ... آن گاه داریم ...


کار سخت HARD WORK

H+A+R+D+W+O+R+K

  98%=11+18+15+23+4+18+1+8


دانش KNOWLEDGE

K+N+O+W+L+E+D+G+E 

 96%=5+7+4+5+12+23+15+14+11


دوست داشتن LOVE

L+O+V+E
         
 54%=5+22+15+12


خوشبختی LOCK

L+O+C+K

  47%=11+3+21+12

(بیشتر ما تصور نمی کنیم که این مورد خیلی مهم است؟؟)

پس چه چیز صد در صد را می سازد؟


پول؟... نه!!! MONEY

M+O+N+E+Y

 72%=25+5+14+15+13


راهبری؟.... نه!!! LEADERSHIP

L+E+A+D+E+R+S+H+I+p 

97%=16+9+8+19+18+5+4+1+5+12


هر مساله ای راه حلی دارد تنها اگز نگرشمان را تغییر دهیم.

به قسمت بالا برگردید، به 100%واقعا به چه چیزی برای یک قدم پیش تر رفتن احتیاج داریم؟؟

نگرش ATTITUDE

A+T+T+I+T+U+D+E

100%=5+4+21+20+9+20+20+1


این نگرش ما نسبت به زندگی و کار است که زندگی را 100%می سازد!!!

نگرشتان را تغییر دهید، تا بتوانید زندگی تان را تغییر دهید!!!

حالا شما جواب سؤال را می دانید چه کاری انجام خواهیم داد؟؟

نگرش، همه چیز است

+ نوشته شده توسط آرمان در سه شنبه 22 مرداد1387 و ساعت 10:45 |
۱- حقیقتی کوچک اما شگفت انگیز برای ساخت زندگی

۲- برمودا

۳- دلسوزی عزراییل

۳- اسرار اعداد و اشخاص

۴- معمای عجیب چاه پول

۵- آشنایی با روباتیک

۶-خداوند انسان را از4 نوع آب آفرید

۷-مجله موفقیت

۸- نام کارخانه های سازنده اتومبیل

9- نتیجه تحقیقات علمی از كشتی نوح

10-همه چي در مورد بابل

+ نوشته شده توسط آرمان در سه شنبه 1 مرداد1387 و ساعت 7:40 |